۱۳۹۰/۱۰/۲۳

بیانیه ی دکتر ابراهیم بابایی (نادر) جانباز جبهه جنگ و زندانی سیاسی از درون زندان رجایی شهر


دکتر ابراهیم بابایی (نادر) جانباز جبه جنگ و زندانی سیاسی زندان رجایی شهر در مورد اصلاحطلبان و انتخابات
در این بیانیه دکتر بابایی تاکید کردند که اصلاح طلبان انتخابات را تحریم نکردند و تنها شرکت نمی کنند متن کامل بیانیه آقای بابایی به شرح زیر است.همانگونه که آگاه هستید مدتی است حاکمیت به طبل انتخابات میکوبد و از این رو احزاب و گروه های سیاسی موضع گیری ها را آغاز کردند . موردی که این انتخابات را با دیگر انتخابات متمایز کرده اتحاد تمام مردم با سازمانها و اصناف و احزاب و… بر موضع تحریم انتخابات است.به تازگی در زندان توسط اخبار رسیده آگاه شدم اصلاحطلبان ادعای تحریم انتخابات را کردند با شنیدن این اخبار به شدت متعجب شدم از آنجایی که بنده در بند ۳۵۰ اوین با سران احزاب مشارکت و مجاهدین انقلاب همبند بودم و اکنون در زندان رجایی شهر کرج با بخش دیگری از اعضاء این احزاب دوران حبسم را میگذرانم و در مورد انتخابات با این آقایون وارد گفتگو شدم و این آقایان در اضهار نظرهایشان منکر هرگونه تحریم انتخابات شدند تنها به شرکت نکردن خود در انتخابات بسنده کردند و حتی بخش هایی از این طیف سیاسی موافق شرکت در انتخابات میباشند و در رودربایسی سیاسی قرار گرفتند.از آنجایی بنده به عنوان یک جانباز جنگ تحمیلی و خانمان سوز در برابر مردم خود مسئول هستم تصمیم گرفتم در این نامه مردم کشورم را همانگونه که از چنگال صدام نجات دادم و هنوز آثار آن خدمت ها برای ملتم بر تن من موجود میباشد اینبار هم به به کمک مردمم بشتابم و آنان را آگاه سازم تا دوباره فریب قشری به نام اصلاحطلب را نخورند . مردم بزرگ ایران این آقایان همچنان سیاست هایی را که نظام در دهه ۶۰ بکار گرفته بود را باور دارند و در انتظار آشتی با حاکمیت نیز میباشند و برایشان خون نداها و سهرابها به هیچ عنوان مهم نیست و برای رسیدن به پست و مقام گذشته خود پا روی تمام مبارزات مردم خواهند گذاشت باید آگاه بود که این آقایان به هیچ عنوان به دنبال تغیرات اساسی برای رسیدن به مردم سالاری و دمکراسی و آزادی های مدنی نبوده و نیستند و همچنان از همان ایدولوژی و مرامی که دهه ۶۰ سر لوحه کارهای رادیکال خود قرار داده بودند پیروی میکنند و ما ملت رنج دیده ایران باید هشیار باشیم تا دوباره فریب نخوریم.
امید به آن که همه ما مردم دست در دست هم در مورد مسائل کشورمان حساس و آگاه باشیم.
اینچنین باد

۱۳۹۰/۱۰/۲۲

برای انقلاب اسلامی بنی صدر کوبیدن رضا پهلوی بسیار واجبتر از کوبیدن جمهوری اسلامی است. دلیل؟


همانطور که در روزهای گذشته در این مقاله آقای کردی به وضوع اشاره شده است، آقای بنی صدر از نامه ۴۹ سال پیش دکتر مصدق شروع کرده است و حالا به اسناد از روز واضح تر ویکی لیکس رسیده است ٫ تا به هوای کوبیدن رژیم شاه ٫ و سرپوش گذاشتن بر رسوایی تاریخی که انقلاب اسلامی ایشان و آقای خمینی به وجود آورده است ٫ به هر قیمتی رضا پهلوی را در افکار عمومی زیر سوال ببرد. چون از خود رضا پهلوی چیزی در دست ندارند و به جز دو اتهام بی اساس بسیار زننده که در سایت ایشان مطرح شد ٫ حمله مستقیم به رضا پهلوی را برای ته مانده اعتبارشان گران دیده اند ٫ ناگهان ایشان تصمیم گرفته اند که با تمام قوا به بهانه درس تاریخ! رژیم جمهوری اسلامی را رها کرده و به رژیم سابق حمله ور! شوند تا شاید بتوانند رضا پهلوی را پیش افکار عمومی خراب کنند. مثلا رضا پهلوی در کتاب زمان انتخاب خود به وضوح مساله حزب رستاخیز را محکوم کرده است و پدر خود را در این موضوع مقصر دانسته است. آقای بنی صدر که ظاهرا حسادت زیادی به محبوبیت آقای پهلوی می کنند ٫ بهتر است در این سن و سال ٫ دست از چنین بازهای کودکانه و احمق فرض کردن خوانندگان خود بردارند و بدانند وقتی ایشان رژیم جمهوری اسلامی را در روزنامه انقلاب اسلامی رها کرده و به رژیم شماه حمله حمله حمله می کنند٫ خوانندگان تیزهوش به راحتی خواهند فهمید که منظور ایشان چیست. 
در واقع د راین راستا چند سئوال  از اقای بنی صدر وجود دارد که ایشان باید جوابگو شوند و اینکه جناب اقای بنی صدر شما که محمد رضا شاه پهلوی را نقد میکنید جوابگو شوید که بورس تحصیلی جناب عالی را چه حکومتی به تو اهدا کرده بود که در پاریس تحصیل کنی؟ دوم اینکه در حساب بانکی جنابعالی در زمانی که به همراه خمینی به ایران بازگشتی چقدر پول داشتی؟ و اینکه جنابعالی در یک قصر در پاریس زندگی میکنی در حال حاضر و باید توضیح دهی که منبع  خرید این قصر به چه گونه است؟
در ضمن سئوالات بسیاری وجود دارد مانند محکوم شدن اقوام ایشان به حکم جاسوسی برای جمهوری اسلامی در دادگاه فرانسه و مسایلی بسیاری مانند ارتباط ایشان با افرادی که هنوز در خدمت جمهوری اسلامی و پایداری ان رژیم تلاش میکنند.
ایشان در توهینی به طرفداران آقای پهلوی گفته اند که مگر مردم ٫ باقالی خورده اند که به دنبال آقای پهلوی بروند! مسلما سطح ادب و دمکراتیک بودن ایشان از همین جا مشخص می شود

۱۳۹۰/۱۰/۱۸

آیا سوء استفاده از نام مصدق عزیز و نامه هاش در نیم قرن پیش برای پیشبرد اهداف سیاسی امروز منطقی است؟



آقای بنی صدر که ظاهرا از فعال شدن آقای پهلوی به هیچ عنوان خوشحال نیست و چند روز پیش با انتشار اتهاماتی بسیار سنگین و به کلی بی اساس و بی سند آقای پهلوی را به دست نشاندگی متهم کرده بود و با واکنش فعالین سیاسی مواجه شد ٫ ظاهرا برنامه خود را عوض کرده است. بدون هیچ مناسبتی ٫ ایشان در جواب این اعتراضات ٫ ناگهان نامه ای را بیرون کشیده و منتشر کرده از مصدق . ظاهرا استراتژی جدید ایشان ٫ این است که چون مستقیما نمی تواند به آقای پهلوی حمله کند ٫ با تمام قوا به حکومت سابق حمله می کند تا بتواند بدون تبعات منفی به خیال خودش ٫ آقای پهلوی که در حکومت سابق هیچ نقشی نداشته است را زیر سوال ببرد و بدین گونه اهداف سیاسی امروزش که همانا خاموش کردن آقای رضا پهلوی را به پیش ببرد. به همین مناسبت ٫ در ظرف چند روز گذشته ٫ ناگهان رژیم فعلی ایران را از یاد برده ٫ و تمام هم و عم اش را بر کوباندن رژیم پهلوی گذاشته است که ۳۳ سال حاکم نیست! از جمله این موارد پیدا شدن نامه ای است که تاریخ آن مربوط به ۴۹ سال پیش است. مسلما هر کسی به تصادف جالب توجه تاریخ پیدا شدن این نامه ۴۹ سال پیش اتهامات بسیار سنگین آقای بنی صدر به آقای پهلوی در ۶ روز پیش و واکنشها باید دقت کند . 

سوال اینجاست٫ که اقای مصدق که رضا پهلوی او را مردی سخت وطن پرست می داند٫ آیا راضی به سوء استفاده ابزاری از نامه هایش در ۴۹ سال بعد برای پیشبرد اهداف یک دسته و گروه خاص سیاسی که خود را مصدقی می دانند بوده است یا خیر؟ مسلما نه مناسبتی در کار است و نه این تصادف می تواند به سادگی یک تصادف باشد. 

جالب اینجاست که سایت انقلاب اسلامی آقای بنی صدر ٫ به روزهای انقلاب اسلامی بازگشته و بیشتر مطالب سایت در نقد و تقبیح رژیم پهلوی است تا رژیم جمهوری اسلامی ! 

آیا اساسا این نامه ها و تاریخ پیدا شدن این مطالب ٫ مساله روز ایران و ایرانیان است؟ آیا اگر مصدق عزیز زنده بود٫ اجازه می داد تفرقه افکنان ٫ از نام و عنوان او اینچنین سوء استفاده کنند؟

آیا سوء استفاده از نام مصدق و نامه هاش در نیم قرن پیش برای پیشبرد اهداف سیاسی امروز منطقی است؟

آقای بنی صدر که ظاهرا از فعال شدن آقای پهلوی به هیچ عنوان خوشحال نیست و چند روز پیش با انتشار اتهاماتی بسیار سنگین و به کلی بی اساس و بی سند آقای پهلوی را به دست نشاندگی متهم کرده بود و با واکنش فعالین سیاسی مواجه شد ٫ ظاهرا برنامه خود را عوض کرده است. بدون هیچ مناسبتی ٫ ایشان در جواب این اعتراضات ٫ ناگهان نامه ای را بیرون کشیده و منتشر کرده از مصدق . ظاهرا استراتژی جدید ایشان ٫ این است که چون مستقیما نمی تواند به آقای پهلوی حمله کند ٫ با تمام قوا به حکومت سابق حمله می کند تا بتواند بدون تبعات منفی به خیال خودش ٫ آقای پهلوی که در حکومت سابق هیچ نقشی نداشته است را زیر سوال ببرد و بدین گونه اهداف سیاسی امروزش که همانا خاموش کردن آقای رضا پهلوی را به پیش ببرد. به همین مناسبت ٫ در ظرف چند روز گذشته ٫ ناگهان رژیم فعلی ایران را از یاد برده ٫ و تمام هم و عم اش را بر کوباندن رژیم پهلوی گذاشته است که ۳۳ سال حاکم نیست! از جمله این موارد پیدا شدن نامه ای است که تاریخ آن مربوط به ۴۹ سال پیش است. مسلما هر کسی به تصادف جالب توجه تاریخ پیدا شدن این نامه ۴۹ سال پیش اتهامات بسیار سنگین آقای بنی صدر به آقای پهلوی در ۶ روز پیش و واکنشها باید دقت کند . 

سوال اینجاست٫ که اقای مصدق که رضا پهلوی او را مردی سخت وطن پرست می داند٫ آیا راضی به سوء استفاده ابزاری از نامه هایش در ۴۹ سال بعد برای پیشبرد اهداف یک دسته و گروه خاص سیاسی که خود را مصدقی می دانند بوده است یا خیر؟ مسلما نه مناسبتی در کار است و نه این تصادف می تواند به سادگی یک تصادف باشد. 

جالب اینجاست که سایت انقلاب اسلامی آقای بنی صدر ٫ به روزهای انقلاب اسلامی بازگشته و بیشتر مطالب سایت در نقد و تقبیح رژیم پهلوی است تا رژیم جمهوری اسلامی ! 

آیا اساسا این نامه ها و تاریخ پیدا شدن این مطالب ٫ مساله روز ایران و ایرانیان است؟ آیا اگر مصدق عزیز زنده بود٫ اجازه می داد تفرقه افکنان ٫ از نام و عنوان او اینچنین سوء استفاده کنند؟

۱۳۹۰/۱۰/۱۷

قابل توجه کسانی که محبوبیت شاهزاده را در داخل ایران مخفی میکنند،درد دل دانش اموزان دختر در ایران

در این فیلم که زمان ان مشخص نیست اما ا زمصاحبه دختران مشخص است که مربوط به دوران ریاست جمهوری  اقای خاتمی بوده دختران درد دلهای خود را بیان میکنند و اینکه از هر گونه ازادی اولیه برخوردار نیستند و نارضایتی خود را از حکومت بدون ترس در مقابل دوربین بیان میکنند.
در این میان دختری که به راحتی خواهان بازگشت ولیعهد به ایران است(دقیقه 1:20) و ایشان را تنها شخصی معرفی میکنند که میتواند ان ازادی های اولیه انسانی را برای او و جوانان همنوع خودش فراهم کند.


باها به این مطلب اشاره کرده ایم که در داخل ایران خیلی از مردم ارزوی بازگشت ولیعهد را دارند، اما ایا این رژیم با برخورد و ترس و وحشتی که در بین مردم در این مدت ایجاد کرد ایا این فرصت و توانایی را به جوانان داده است که بتوانند به صورت گسترده نام او را صدا کنند و خواهان بازگشت رضا پهلوی به ایران باشند؟
بدون تعارف همگان به خوبی میدانیم رضا پهلوی یکی از چهره های مورد قبول مردم داخل است اما ترسی که از حمایت روشن و مستقیم از ایشان وجود دارد کمی شرایط را سخت کرده،با این حال باید به این موضوع هم پرداخت که رژیم جمهوری اسلامی تمام راههای ارتباطی با داخل ایران را بسیار محدود کرده و مردم داخل از یک فقر و بحران خبری رنج می برند که باید به جامعه جهانی گوش زد کنیم که به جای بر افروختن اتش جنگ و هزینه های میلیاردی و خرابی های جنگ پرهیز کنند و با کمترین هزینه امکانات دسترسی به اخبار صحیح را در اختیار مردم قرار دهند.اینکه در اکثر کشورها درچندین سال اخیربه وضوع نشان داده است که  اینترنت تاثیر گذار ترین بخش دربه وجود امدن انقلابها و براندازی رژیمهای دیکتاتور بوده شکی نیست و باید به سمت ان پیش رفت و مردم ایران را از این فقر خبری نجات داد.



۱۳۹۰/۱۰/۱۴

جناب اقای شریعتمداری جنبش سبز سه هزار میلیارد پول نیست که دزدی شود واب از اب هم تکان نخورد

روزنامه کیهان سوزش و ترس جناب اقای شریعتمداری را از فعالیتهای گسترده رضا پهلوی در راستای برقراری اتحاد و یکدست کردن اپوزیسیون بر علیه رژیم جمهوری اسلامی را با دروغ پردازی و عوام فریبی یکبار دیگر بر ضد ایشان نشان داد که در این راه عزم خود را جزم نموده و از تمام نیروهای داخلی و خارج از کشور خود برای کمرنگ کردن فعالیتهای ضد رژیم ولایت فقیه که توسط رضا پهلوی صورت میگیرد، استفاده میکند.
اینکه  کیهان شریعتمداری در مقاله ای  برای چندمین بار به رضا پهلوی تاخته و سعی بر این دارد که طرفداران واقعی جنبش سبز چه در داخل و خارج را با ذهنیتی مواجع کند که رضا پهلوی قصد تصرف جنبش سبز را دارد.
اما سئوال از اقای شریعتمداری این است که ایا دفاع از حقوق انسانی اقایان موسوی و کروبی را تصرف جنبش سبز مینامید یا اینکه برخورد شدید ، سرکوب و کشتار و زندانی کردن و حمله به کوی دانشگاه را تصرف باید نامید؟
شما با کشتن و ریختن خون جوانان مملکت در وقایع بعد از انتخابات تا چندین روز خفه خون گرفته بودید و بعد هم در مقاله های متعدد این کشتار و دستگیریها را تایید میکردید به گونه ای قصد تصرف این جنبش را داشته اید و یا به زبان عامیانه تر بگویم اینکه قصد نابود کردن ان را داشته اید.
مردم ایران باهوش تر از ان هستند که با مقاله های معروف به کیهان شریعتمداری از ادامه راه  و هدف جنبش سبز کوتاه ایند و اینکه رضا پهلوی در این راه فقط  ارمانهای جنبش سبز را زنده نگه داشته و اتفاقا تمام تلاش ایشان به این ختم میشود که تو و همفکرانت در بیت رهبری نتوانید در قلب این جنبش راه پیدا کنید و در مقابل شما تسلیم نشوند.
اقای شریعتمداری معمولا تا دزد نباشی دیگران را دزد نخواهی دید.جنبش سبز فریاد و حرکتاعتراضی مردم ستمدیده ایران است که بعد از 32 سال حکومت امام زمانی و ولایت فقیه به تنگ امده اند و مقابل تو و همدستانت ایستادگی کردند تا کشورشان را از اشغال شما دزدان جان و مال و ناموس انها در اورند و در این راه رضا پهلوی از همان روزهای اول حمایت خود را از این جنبش اعلام نمود.



۱۳۹۰/۰۹/۲۸

رضا پهلوی، تنها نیست,امین موحدی

رضا پهلوی، تنها نیست
امین موحدی:
هنوز چند روزی از شکایت آقای رضا پهلوی از سید علی‌ خامنه ای‌ به اتهام جنایت علیه بشریت سپری نشده  ،حرف و حدیث‌هایی‌ به گوش می‌رسد که گویا رضا پهلوی در این داد خواهی تنهاست!

البته بيشتر هموطنان نگران آن هستند که مبادارضا پهلوی آنگونه که شایسته هست  حمایت نشود.

سعی‌ می‌کنم کوتاه و در حوصله خوانندگان گرامی‌ مطالبی‌ را در اين رابطه عنوان کنم .

شکایت مورد بحث ،جدای از منظر حقوقی به لحاظ سیاسی نيزدارای اهمیت زیادی ميباشد .شاکی‌ این پرونده رانه یک شخص بلکه یک ملت بايددانست که تنهاوظیفه انجام اين مهم را، آقای رضا پهلوی بر عهده گرفته است .

 در شرایطی که بحث سرکوب مردم سوریه و در کلّ هیجانات سیاسی کشور‌های عربی‌ موسوم به بهار عربی‌ ،موضوع ایران را تحت الشعأع خویش قرار داده بود ،آقای رضا پهلوی داوطلبانه قبول مسئولیت کرده وبا اين شکايت بار دیگر موضوع ایران تبديل به بحث روز گشته  و خامنه ای‌ را در راس یک سیستم توتالیتر مذهبی‌ به عنوان مسئول جنایات و ستم‌ها در حق یک ملت معرفی‌ نموده است.

از این جهت کار آقای رضا پهلوی بسیار ارزشمند و قابل دفاع و ستایش ميباشد.

به یقین رضا پهلوی در این داد خواهی تاریخی ،تنها نخواهد بود و هر آنکه به داد خواهی ملت ایران ایمان دارد ،در  همراهی با رضا پهلوی تردید نخواهد کرد.

این تنها، داد خواهی ملتی علیه یک دیکتاتور نیست ،این داد خواهی ملتی هست که میخواهد از اعتبار و عظمت از دست رفته خود دفاع کرده و در اعاده حیثیت ملی‌ خويش بکوشد.

حیثیت یک ملت در اثر سیاست‌های ویرانگر و ماجرا جویانه حکامی ستمگر، لکه دار شده و تنها راه زدودن این لکه ،اثبات مجرمیت حاکم ستمگري ميباشد که ملتی را به گروگان گرفته است.

دنیا بایددادخواهي ملت ايران را باور کندوباور کند که ملت ایران ،چنین حاکمیت و  حکامی را شایسته خویش نمی‌دانند و اگر خطری از جانب چنین حاکمیتی متوجه صلح جهانی‌ شده و میشود ،مسئولیت آن بر عهده حکام وقت بوده و ملت ایران قبل از هر کسی‌  خود از بابت چنین حاکمیتی متحمل تهدید و ستم گشته است.دنیا بایددادخواهي ملت ايران را باور کندوباور کند که ملت ایران ،چنین حاکمیت و  حکامی را شایسته خویش نمی‌دانند و اگر خطری از جانب چنین حاکمیتی متوجه صلح جهانی‌ شده و میشود ،مسئولیت آن بر عهده حکام وقت بوده و ملت ایران قبل از هر کسی‌  خود از بابت چنین حاکمیتی متحمل تهدید و ستم گشته است.

اینک "رضا"ی ایران ،اين ایرانی در تبعید ،هر آنچه که رضای ملت ایران می‌باشد راانجام میدهد لذا وی هرگز تنها نیست و تنها نخواهد ماند .

دعای مادران داغدیده ،کودکان يتيم،خواهران برادر گم کرده و برادران خواهر از دست داده ،  که سالهاست در ماتم عزیزانشان ،خدای ایران زمین را به یاری میطلبند،پشت سر هر آنکسی هست که به خونخواهی عزيزانشان بر خاسته است. رضا پهلوی با قبول این مسئولیت ، دعای میلیونها ایرانی را نصیب خویش گردانيده است .

روانهای پاک آنها که شجاعانه به داد خواهی سرزمینشان مقابل جوخه‌های مرگ رژیم اسلامی ایستادند ،اینک سرود‌"ای ایران‌ای مرز پر گهر" را دوباره میخوانند همانگونه که  هنگام انتقال به محل اعدام ، رو در روی دژخیم میسرودند.

رضا پهلوی به داد خواهی لحظات تنهایی‌ مملو از شجاعت هموطنان خویش ،  به التیام زخمهای مادران داغدیده ،براي اعاده حيثيت يک ملت بر خاسته است  ،چنين شخصي تنها نیست وهرگز تنها نخواهد ماند.